کار دنیاست دیگه...حساب و کتاب نداره...یه شب با غم و اندوه نشستی و داری با یه دوستی حرف میزنی و بغض می کنی و یاد دوران عشقولانه ای که داشتی می افتی و توی دلت هی دلت تنگ و تنگ تر میشه براش(پست قبل) و فردا شبش همون موقع نشستی روبه روی همونی که دیشبش کلی دلت براش تنگ شده بود و داری توی اون رستوران خوشگل که به دعوت ایشون برای صرف شام تشریف بردین، داری با همونی که دیشبش دلت کلی براش تنگ شده بود حرف میزنی!!!
عجب دنیاییه ها...
هی هی هی...
نمیدونم اسمش چیه؟اسمش نیروی فرستندگی و گیرندگیه؟اسمش قانون جذبه؟اسمش خواست کائناته؟اسمش تله پاتیه؟اسمش حجم انرژی رد و بدل شده بین دو نفره یا اسمش خواست واقعی و از ته دل خواستن و صدا کردن یه چیز یا یه آدمه؟اسمش هرچیزی که هست یه کلیدی داره که باید پیداش کرد...
مرسی سسل خان...دیشبم رو ساختی...ممنون از دعوت دوست داشتی و خوشمزه و البته به جات!خیلی به موقع بود رفیق...
فرق پست قبلی با امروز فقط یه روزه ها ولی Label هاش فرقشون از زمین تا آسمونه!!!
پ.ن:نسترن جان مرسی مرسی مرسی از ایمیل پر از انرژی و مهربونیت.ممنون از این همه وقتی که میذاری و این همه ایمیلی که برام میدی.جواب ایمیلت رو میدم.الان توی امتحاناتمه و سرم شلوغه.بعدش یه ایمیل مفصل برات میفرستم.فقط خواستم بهت بگم که ندیده خیلی دوستت دارم دخترجان!
نظراتLabels: صورتی ِ شیرین